X
تبلیغات
رایتل

I am a very good man :)))))


     اسباب بازی یا شکار میخ کن؟ مسئله این است ....! 


                                               



       همانگونه که مستحضر هستید بنده قول داده بودم که مطلب جدید بزنم .... و بالاخره بعد از چند روز این اتفاق افتاد و این مطلب اماده شد. می دونید که منظورم از تیتر چی بود؟ منظورم دیالوگ معروف خودم که می گه : من ادم خیلی خوبی هستم.... نیست. تیتری که بالا نوشتم را می گم. اسباب بازی لغت آشنایی برای تمام ریکروی هاست که به کامپوندی های بیچاره نسبت می دهند.... منظورشون کمانی هست که یه جورهایی غیرعادی است! (مثلا می شه گفت حاصل ازدواج دو تا کمان مغولی است! و یه جورهایی منگوله یا همون سندروم داوون داره...)  البته اگر بخواهید اینطوری به موضوع نگاه کنید که در نتیجه کراس بو هم غیرعادی می زنه و حاصل برخورد متقاطع  دو تا کمان در یکی از جنگ های باستانی چین می تونه باشه.... یا هر کمان دیگه ای که ترکیبیه.... 


    اینکه آیا ریکروی ها راست می گویند یا اینکه چی؟ خدا می دونه ! ولی مهم نیست.... چون روی کمان خودشون هم بیست کیلو تجهیزاته که اگه عیب بکنهٰ تیرهاشون پرت و پلا می خوره... ساچ از پلنگر.... استابلیزر که جناب هویت جونیور روی کمان اضافه کردند تا لرزش کمان را بگیره و تنش به حداقل برسه (حالا بگذریم که برخی می گن نیزه! :)))))


     در حقیقت این اقا یعنی هولس ویلبر الن جونیور که یه شکارچی گوزن بود یعنی این اقا .... 


                                       


    اصلا این کمان را طراحی کرد که شکار را سر جاش میخکوب کنه .... چون در هر صورت سرعت تیر وقتی از کمان ریکرو رها می شه کمتر است و این مسئله ویلبر الن را مثل سایر شکارچی ها اذیت می کرد.... حالا یا تیراندازیش زیاد خوب نبود.... یا شکار خیلی زرنگ بود که احتمالا از تعداد زیادی تیر که پرتاب می کرده.... فقط یه تعدادی به هدف می خورده و قطعی نبوده که بگی الان اگه بزنم طرف می میره و تو چنگمه! نکته اصلی صدای تیر در زمان رها شدن از کمانه که شکار را فراری می ده.... (یکی اومد یه پرنده را بزنه ولی تیرش خطا رفت... یکی وایساده بود گفت افرین! شکارچیه گفت منو مسخره می کنی؟ گفت نه افرین به پرنده که در رفت! ) 


    از شوخی که بگذریم سرعت تیر وقتی از کمان ریکرو رها می شه کمه و شما باید خیلی به شکار نزدیک بشوید یا پنداز را ببرید بالا .... که اون دنبال یه کمانی بود که شکار را میخکوب بنماید و در ضمن موقع نشونه گیری ریلکس هم باشه .... 


     این بود که دست بکار شد تا این کمان را بسازد. ولی این کمان سه سوته ساخته نشد و خیلی شکست خورد تا موفق شد کمان را بسازد. اول سعی کرد تا با یه کمان به صورتی که دسته بلندی داشت و لیمب های کوتاه شده کمان ریکرو بهش وصل بود تیراندازی کند. همچنین برای این منظور که سرعت تیر افزایش پیدا کند از تیرهای سبک استفاده کرد ولی این کمان در همون مرحله ازمایش شکست. 


      بعد کتاب فیزیک پسرش را در مورد انرژی جنبشی مطالعه کرد و به انتهای لیمب های بریده شده قرقره نصب کرد. این طرح هم چندان خوب نبود. ایده های دیگه ای را هم امتحان کرد اما هیچ کدام اون سرعتی را که مد نظرش بود به تیر نمی داد. تا اینکه در یک بعد از ظهر در حالی که داشت قرقره کمان را بررسی می کرد با خودش گفت : شکاف محور قرقره را کمی خارج از مرکز قرار دادم؟ همینه... ! و در طول دو روز اولین کمان کامپوند را ساخت ...



                                        


   این کمان مقدار زیادی (البته از نظر ریکروی ها)‌عجیب و غریب بود.... یک شئ چوبی نامتقارن که دسته اون از صنوبر و مغز لیمب از چند لایی بلوط و فایبر گلاس مقداری میخ و پیچ و چسب ساخته شده بود. اما کار کرد! 

    

      به طور قابل توجهی سرعت تیر را نسبت به کمان ریکرو افزایش داد. با همان وزن کشش و البته کم شدن وزن کمان در زمان کشش تا 15٪ و توانایی استفاده از تیر سبک تر .... کمان ساخت او دارای طراحی بسیار گیرا بود. (تا چشم ریکروی ها دربیاد! چون در ادامه از سال 1969 که حق ثبت اختراع به ویلبر آلن رسید تا سال 1977 بیش از 100 مدل مختلف از این کمان ساخته شد در حالی که این تعداد برای ریکرو تنها 50 مدل بود.) 


      حالا دیگه بسته به اینکه ریکروی باشید (طرفدار اصالت) یا کامپوندی ( طرفدار بالا بودن سرعت تیر و میخکوب کردن هدف) هر چیزی می تونید بگید چون قضاوت با خودتان می باشد. 


                     

      


    این هم پسر ایشون در حالی که کمان پدرشان را در دست دارند : 


            

                             

     می بینید که علاوه بر دو قرقره انتهای لیمب دو تا قرقره دیگه روی دسته کمان می باشد. 

   

   مراقب باشید ! نمی گم این چیزها تو ریکرو نیست .... ولی تو کامپوند باید خیلی حواستان به تجهیزات باشه چون سرعت پرتاب تیر زیاده.... مثلا ممکنه از این صحنه ها پیش بیاد .... این صحنه -14 می باشد : 


           



     سلامت باشید ... 



    

خوش به حال .... :(


   سلام 


            خوش به حال اسکیموها .... الان دارند کیف می کنند.... :) تو برف و یخ راه رفتن خیلی عالیه .... اونم تو تابستان .....


            خوش به حال سرمایی ها .... الان دنیا به کامشون می باشد.... ولی ما چی؟ باید چهار، پنج ماه دیگه صبر کنیم تا یه ذره هوا خنک بشه .... پنکه و کولر هم روشن نکنی یه وضعیه .... روشن بکنی، سرما می خوری.... چند روز پیش داشتم فکر می کردم ای کاش تشک ها سیستم سرمایشی داشت .... ولی نداره که! اصلا هیچ کس به فکر ما نیست... بهتره برم ییلاق :)))))


            خوش به حال کسانی که می دانند در این ماه یعنی ماه رمضان چگونه تغذیه کنند. اگه مثل بنده ساعت تمرین قبل از افطار باشه، کاملا متوجه کاهش قند خون در انتهای تمرین و در نتیجه لرزش دست خواهید شد. این مشکل البته در زمان های دیگه هم ممکنه بوجود بیاد ولی اون موقع می شه با ابمیوه و کیک و سرم ورزشی این مشکل را حل کرد ولی در این ماه نمی شه .... پس چه کار کنیم ؟ اول و وسط تمرین همش 10 و X ... اخر تمرین 9 ! 


      اولیش اینه که قبل از تمرین خوب استراحت کنید. 


       دوم اینکه موقع سحر، نان کافی مصرف کنید چون دو تا چیز قوّت جون می باشد : نان و البته پول! 


          سوم در فصل گرما هستیم پس در هنگام افطار تا سحر اب به اندازه کافی مصرف کنید. اب میوه مثل اب لیمو که حاوی ویتامین C می باشد و وجودتان را تازه می کند (البته یادتان باشه که اب میوه را با اب رقیق کنید و همچنین اب پرتقال البته یه برند مناسب انتخاب کنید) استفاده کنید. 


             چهارم تمام تلاشتان را بکنید تا از تمام گروه های مواد غذایی استفاده کنید. مصرف سبزی و میوه فراموش نشود. اب موجود در میوه می تواند در تامین اب از دست رفته بدن موثر باشد. 


                پنجم  زولبیا و بامیه کم بخورید و اگه من باشم که می رم نون شیرمال می خورم.... سعی کنید از نان کامل یا فیبر دار استفاده کنید.


                       ششم .... اقا الان مشکل ما اینه که مسائل را دیر می گیم.... پس سعی کنیم مسائل را زودتر بگیم .... من تجربه دارم ! زمان افطار اولین چیزی که می خورید اب ولرم باشه .... 


           در نهایت هم اینکه الان گرمه .... شما روزه هستید ، گربه ها که نیستند! پس یه بستنی بخرید و به یه گربه بدهید تا لیس بزنه و زبونش یخ کنه.... 

                      




این جوری نیست....


    سلام 


     اومدم بگم که اینجوری نیست که بیکار باشم .... دارم دنبال مطلب خوب می گردم .... بر می گردم با مطلب خوب.... 


             در ضمن باید بگم که بچه گربه های عزیزم از بازیکنان حاضر در جام جهانی خیلی بهتر بازی می کنند تازه انها امکانات ندارند و فعلا با توپ پینگ پنگ بازی می کنند.... وگرنه اگه توپ چرمی بدم دستشون قطعا می ترکونند... و وقتی هم که استارت بزنند کسی به گرد پاشون نمی رسه....